حرکت کاوران امام حسین علیه السلام از مدینه

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال
 

گل باغ جنان بودیم و رفتیم     پیمبر را نشان بودیم و رفتیم

مدینه ای تمام خاطراتم!     (اگر بار گران بودیم و رفتیم)

×××

وداعی تلخ کردم با پیمبر     نهادم صورتم بر قبر مادر

دلم تنگ حسن شد ای خدایا     بقیع رفتم برای بار آخر

×××

نوایی می زند آتش به سینه     رود همراه بابایش سکینه

رسد روزی که بی بابا بیاید!     خداحافظ... خداحافظ مدینه

×××

دل بی تاب را تابی بیاور     شبم تاریکه، مهتابی بیاور

شده اُم البَنین وقت جدایی     برای بدرقه آبی بیاور

×××

ببین زینب که جانی در تنم نیست     دگر چاره به غیر از رفتنم نیست

چنان در این سفر غارت شوم من     که حتی بنگری پیراهنم نیست

×××

بود تا همره من أشجع النّاس     کجا و کی کنم من درد، احساس؟!

ز چشم بَد نگهدارش خدایا     که گردد خیمه غارت بعد عباس

×××

نباشد این وداع آخر من!     بگفتا رازهایی مادر من

شود گودال جمع پنج تن جمع     نَهَد بر دامنش مادر، سر من

×××

خدایا هم علیمی هم خبیری     پذیرفتم هر آن چه می پذیری

برای ما شهادت بوده عادت     ولی ای وای از داغ اسیری

×××

دل ارباب از هجران کباب است     رقیه در بَرَش طفل رباب است

پدر گفتا: که خوش باشی عزیزم     بدان روزی رسد جایت خرابه است

نمایش دیدگاه از

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد       طراحی شده توسط: ابتلی

جستجو