از جنس مردم

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

همراه گروه جهادی تبلیغی رفته بودم روستای دربلُند از مناطق محروم خراسان جنوبی.

نزدیکی های ظهر بود، توی کوچه‌های روستا قدم می زدم و دنبال سوژه می گشتم.

از دور، حاج آقا رو دیدم که داشت با تلفن صحبت می کرد.

یهو صدای گریه ی یه دختربچه رو شنیدم. برگشتم سمت صدا، دیدم افتاده داخل جوی آب.

دویدم سمتش که دیدم حاجی خیلی با عجله و دستپاچگی دوید طرف دخترک، کمکش کرد بیاد بیرون و دلداریش داد.

بعد هم دمپاییش رو از آب بیرون آورد.

بعدا به من گفت: یه لحظه احساس کردم دختر خودمه داره گریه میکنه!

عکس و روایت عکس از عکاس طلبه آقای احمدخانی.

 "خاطرات یک عکاس"

نمایش دیدگاه از

استفاده از مطالب این سایت بلامانع می باشد       طراحی شده توسط: ابتلی

جستجو